چه عواملی باعث عدم یادگیری دانشآموز میشود؟
چه عواملی باعث عدم یادگیری دانشآموز میشود؟
بسیارند معلمانی که در کلاس درس نهایت سعی و تلاش خود را مینمایند اما با این وصف نمیتوانند دانشآموزانی موفق بار بیاورند و موفقیت آنها چشمگیر نیست و از دید دیگران، معلم کمکار و ناموفق خوانده میشود که این امر علل و عواملی دارد که بهصورت خلاصهوار به چند مورد از آنها میپردازیم:
بحث شفاهی: این در صورتی است که معلم متکلموحده باشد که این امر هم خود معلم را خسته میکند و هم دانشآموزان را و با این وصف وقتی تدریس اینگونه معلمان به صورت تکراری و خستهکننده باشد شاگردان میتوانند صدای معلم را همچون صدای رادیو خاموش کنند.
معلمان با تجربه معتقدند که استفاده مداوم از یک نوع وسیله یا محرک باعث کاهش کارایی تدریس میشود و تدریس کلامی هر چه بیشتر مورد استفاده قرار گیرد کارایی کمتری در پی خواهد داشت.
اگر فعالیت آموزشی در سطح حیطه علاقه و سطح درک شاگردان نباشد یادگیری کمتر صورت میگیرد یا اصلاً صورت نمیگیرد که برای کاهش اثر این محدودیت میتوان از انواع رسانههای آموزشی و تکنیکهای ارتباطی استفاده نمود که استفاده از این نوع رسانهها از قبیل فیلم متحرک، مدل، نمونه، فیلم استریپ، پوستر، نمودار، نقشه، نوار، عکس، تلویزیون و... باعث شرکت دادن دانشآموزان در بحث و اظهارنظر در مورد مواد آموزشی کلاس درس و وسیله خوبی برای غلبه بر موانع ارتباطی خواهد شد.
انتقال منفی: هر کس با هر موضوع یا مشکل جدیدی که مواجه میشود سعی میکند در ذهن خود از تجارب قبلی نزدیک به آن برای درک موضوع یا حل مشکل کمک بگیرد. اگر اطلاعات قبلی بتوانند فرد را در درک مطلب جدید یاری دهند انتقال صحیح یا انتقال مثبت انجام میگیرد اما گاهی اطلاعات و تجارب قبلی سبب ایجاد مشکلات جدید و یک سردرگمی و آشفتگی میشود زیرا کمتر اتفاق میافتد که در یک زمان معین تجارب مشابهی از گذشته به ذهن معلم و شاگرد خطور کند.
چنین وضعیتی را «انتقال منفی» مینامند. انتقال منفی غالباً در ارتباط کلامی و لفظی ایجاد میشود، هیچ معلمی نمیتواند کاملا مطمئن شود که کلماتی را که برای بیان مطالب انتخاب کرده است دقیقاً همان برداشت در ذهن کلیه دانشآموزان به وجود آید. چون زمینههای قبلی دانشآموزان با هم متفاوت است، هر چه موضوع مورد بحث دور از ذهن و مجردتر باشد تشابه کمتری بین درک معلم برای موضوع و برداشت شاگردان وجود خواهد داشت.
رویایی شدن: یعنی شاگرد در سر کلاس نشسته است ولی ناگهان از جریان کلاس خارج شده و وارد تجارب شخصی خود میشود که معمولا رویاها جذابتر و جالبتر از موضوع و مطالب و بحث کلاس میباشند. در رویا فرو رفتن شاگرد سبب میشود که او کاملا از محیط کلاس درس و فعالیتهای یادگیری دور شود و بعضی از شاگردان در این کار بسیار ماهر هستند و طوری وانمود میکنند که کاملا به گفتههای معلم گوش میدهند در صورتی که در افکار خود غوطهور هستند.
اینگونه شاگردان چون در سر کلاس ساکت و آرام هستند و برای معلم هیچگونه مزاحمتی ایجاد نمیکنند معمولا به عنوان شاگردان خوب شناخته میشوند. معلمان آگاه و با تجربه اینگونه دانشآموزان را شناسایی کرده و به جای تنبیه و سرزنش آنان سعی میکنند علل ایجاد چنین حالتی را در نحوه تدریس و محیط کلاس خود جستوجو کنند.
عدم آگاهی معلم از اطلاعات شاگرد: معلم باید مطالبی را به شاگرد بگوید یا نشان دهد که کاملا قابل فهم و درک باشد تا بتواند با او ارتباط برقرار کند. مثلا اگر معلم ادبیات معنی کلمات یا معنی شعری را با لغات نامفهوم و مشکل بیان کند شاگرد او نمیتواند منظورش را درک کند، در نتیجه ارتباط بین معلم و شاگرد قطع خواهد شد، درست مانند پزشکی که بدون توجه به اطلاعات عمومی و سطح درک بیمار خود توضیحات علمی و تخصصی بدهد که در این صورت نباید انتظار داشته باشد که بیمار گفتهها و توضیحات او را درک کند و دستورات او را اجرا نماید.
بسیاری از مطالبی که معلم تدریس میکند از نظرر منطقی تقدم و تاخر دارد مادامی که فراگیر امر تقدم رایاد نگرفته باشد امکان فراگیری امر موخر وجود ندارد و چنانچه معلم به این مساله بیتوجه باشد به علت اینکه شاگرد آن مطلب را نمیداند ارتباطش با او قطع میشود.
عدم وجود عوامل فیزیکی مناسب: وجود فیزیکی کلاس میتواند سبب احساس ناراحتی شاگرد گردد. بعضیها معتقدند که یادگیری امری دردناک و ناراحتکننده است و کمی ناراحتی برای شاگرد لازم است ولی برعکس هرچه محیط آموزشی مناسبتر و دلپذیرتر باشد موضوع درسی بیشتر مورد علاقه شاگرد خواهد بود و یادگیری پرثمرتر انجام خواهد گرفت.
پس باید محیط کلاس از نظر نور، راحتی صندلی، رنگ دیوارهای کلاس، سردی و گرمی و سایر عوامل فیزیکی دیگر مناسب باشد زیرا ممکن است بعضی شاگردان در اثر یکی از عوامل مذکور ناراحت باشند و همین ناراحتی باعث قطع ارتباط آنان با معلم خواهد شد.
-عوامل دیگر در ارتباط موثر، مهارت و تجربه، گرایش و طرز فکر و معلومات هستند که خلاصهوار توضیح میدهم:
- معلم برای اینکه بتواند در امر ارتباط موفق شود و پیام خود را به راحتی به شاگرد منتقل کند باید از مهارتهای نوشتن و صحبت کردن برخوردار باشد و شاگرد نیز باید از مهارتهای خواندن بهخصوص گوش دادن برخوردار باشد تا بتواند پیام معلم را دریافت کند و ارتباطی دوسویه برقرار گردد. اگر معلم از مهارت خود مطمئن نباشد و بدون مهارت لازم بخواهد مطلبی را به شاگرد منتقل کند مسلما شاگرد نمیتواند درس او را یاد بگیرد.
- گرایش و طرز فکر معلم تاثیر بسیاری در نحوه تدریس او دارد و از طرف دیگر عکسالعمل شاگرد در مقابل درس ارائه شده به مقدار قابل توجهی تحت تاثیر طرز فکر و گرایش اوست.
- سطح اطلاعات و معلومات عامل موثر دیگری در برقراری ارتباط است. معلم آنچه را که خود نمیداند و از آن اطلاع کافی ندارد نمیتواند به دیگری منتقل کند. معلم باید به اندازه کافی از مطالب مطلع و آگاه باشد تا بتواند آن را با زبان ساده و درخور فهم به دانشآموز منتقل کند.
پس معلم برای اینکه بتواند بهراحتی با شاگردان خود ارتباط برقرار کند لازم است کلیه موانع ارتباطی مخل و مزاحم اعم از موانع داخلی و خارجی را از میان بردارد و سعی کند تا تفاهم و اشتراک فکری واحد را بین خود و دانشآموزان به وجود آورد.
منبع:
کاربرد رسانه و تکنولوژی آموزشی، آرمزی، جیمز و نورمن، سی.دال، ترجمه ناصر موفقیان و ابراهیم رشیدپور.
به وبلاگ ادبیات استان چهار محال و بختیاری خوش آمدید